ترجمه شعر یک هنر است و به مترجمین حرفه ای نیاز دارد که ذوق و قریحه شاعری در وجودشان نهفته باشد. علاوه بر این در ترجمه اشعار به تجربه بالا نیاز اساسی وجود دارد. شعر فارسی را معمولا طبق قالب های اشعار و طول وزنی مصراع ها و شیوه به کار بردن قافیه تقسیم بندی می کنند. در نوعی از تقسیم بندی شعر به قصیده، رباعی، غزل، مثنوی، ترجیع بند، ترکیب بند، مستزاد و مسمط تقسیم می گردد. تقسیم بندی دیگر شعر عبارت است از: رزم، بزم، ها، خمریه، رثا، مدح و غزل. به طور کلی تقسیم بندی بر حسب قالب کمتر دستخوش تغییرات می شود اما در تقسیم بندی معنایی امکان تغییر وجود دارد؛ زیرا با افزایش گوناگونی معنایی و اشعار، نظر فردی که دسته بندی اشعار را انجام می دهد، تغییر می کند و یا تصمیم به افزایش دادن انواع می گیرد. تقسیم بندی یونانی از ساده ترین دسته بندی ها است که شعر را به دو نوع حماسی و غنایی تقسیم می کند. به طور کلی شعر غنایی بیشتر از انواع دیگر اشعار با هنر ارتباط نزدیک دارد و به معنا کمتر توجه دارد. گوته شاعر آلمانی عقیده جالب دارد. او در یکی از کتابهایش اینگونه می نویسد: شعر سه نوع بیشتر ندارد. شعری که با وضوح و روشنی داستانی را بیان می کند، شعری که از شور و هیجان منبع می گیرد و شعری که فرد یا کاری را تجسم می کند.
حال تصور کنید ترجمه این حالتها چقدر می تواند دشوار باشد. مترجم باید خودش را جای شاعر بگذارد؛ باید خود شاعر شود تا شعر را به خوبی درک کند و ترجمه را آغاز نماید. نوع ترجمه شعر را شرایط موجود بین شاعر، مترجم و مخاطبان تعیین می کند. مترجم باید با سبک و سیاق شاعر آشنا باشد. می توان گفت اصل موضوع سخن شاعر را از کتابهای او شناخت که این هم به مهارت و استعداد و ظرفیت های هنری مترجم بستگی دارد تا بتواند معنای موجود را به شیوه های هنرمندانه ترجمه کند. ترجمه شعر باید بیشترین تاثیر را بر خواننده بگذارد و او را به قبول معنی ترغیب کند. البته در برخی اشعار موضوع سخن مهم نیست و آنچه در اولویت است حالتی روحی است که تحت تاثیر برخورد با پدیده های پیرامون و واقعیت های زندگی در شاعر ایجاد می شود و همین حالات است که شعر را به وجود می آورد. یک مترجم باید بداند که شاعر با شعرش زندگی کرده است، پس او هم باید برای ترجمه نهایت دقت و ظرافتش را به کار ببرد.
منبع : ترجمه شعر